السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

259

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

يا اذان عدل عارف باطل است مگر انكه بقد ظاهر شود كه تمام نماز در وقت واقع شده با فرض حصول قصد قربت از أو ( مسألة 2 ) هر گاه شخص غافل باشد از وجوب تحصيل يقين بوقت يا خبريكه در حكم يقين است ونماز خواند وبعد ظاهر شد كه تمام نماز در وقت واقع شده صحيح است همچنانكه اگر ظاهر شود كه تمام نماز پيش از وقت واقع شده باطل است وهم چنين باطل است هر گاه امر ظاهر نشود واما هر گاه امرظاهر شود كه در أثناء نماز وقت داخل شده در صحت نماز اشكال است واحتياط باعاده نماز ترك نشود ( مسألة 3 ) هر گاه يقين كرد بدخول وقت يا اعتماد كرد بظن معتبر مثل شهادت عدلين يا اذان عدل عارف وداخل در نماز شد پس هر گاه بعد ظاهر شد كه تمام نماز پيش از وقت واقع شده باطل است واعاده واجب است واگر معلوم شد كه وقت در أثناء نماز داخل شده اگر چه پيش از سلام باشد صحيح است بخلاف انكه اگر بظن غير معتبر عمل كرد صحيح نيست اگر چه در أثناء وقت داخل شود وهم چنين است هر گاه غافل بود بنابر أحوط چنانچه گذشت وفرقى نيست در صحت نماز در صورت أول ما بين انكه بعد از نماز معلوم شود كه وقت در أثناء داخل شده يا در بين نماز معلوم شود دخول وقت لكن بشرط انكه در أثناء نماز كه ملتفت با ينمعنى شد وقت داخل شده باشد نه انكه ظاهر شود كه وقت نزديك است داخل شود بحيثيتى كه پيش از تمام شدن نماز وقت داخل مىشود چه در اين صورت فائده ندارد ( مسألة 4 ) هر گاه متمكن نباشد از تحصيل علم يا چيزيكه در علم است بسبب مانعى در اسمان مانند ابر ومه يا غبار يا مانعى در خودش مثل كورى يا محبوس بودن وأمثال انها پس بعيد نيست كفايت مظنه لكن أحوط تأخير نماز است تا يقين بوقت حاصل شد بلكه اين احتياط ترك نشود ( مسألة 5 ) هر گاه اعتقاد كرد كه وقت داخل شده شروع بنماز كرد در أثناء نماز يقينش مبدل بشك شد كفايت نمىكند در حكم بصحت مگر انكه در انهنگام علم بدخول وقت حاصل شود ( مسألة 6 ) هر گاه در أثناء نماز شك كرد كه حين شروع مراعاة واحراز دخول وقت كرد يا نه پس اگر در اين حال يقين بدخول وقت دارد بعيد نيست حكم بصحت نمازش والا واجب است اعاده نماز بعد از احراز ( مسألة 7 ) هر گاه بعد از نماز شك كرد در اين كه آيا نمازش در وقت واقع شده يا نه پس اگر دانست كه در حين شروع ملتفت وقت نبوده وغافلا نماز خوانده باطل است واگر بداند كه التفات بمراعاة وقت